• بیوگرافی

















  • صفحۀ سایت در فیس بوک

  • مطالب پسندیده در فیس بوک

  • paypal

  • مخدومقلی فراغی و ویژه گیهای شعر او

     

    پوهنوال محمدصالح راسخ

    استاد دانشگاه بلخ

             بشریت در رشد تاریخی خویش، شعرا و نویسندگان ، دانشمندان ، متفکرین و هنرمندان پرنبوغی را پرورده که آنها با آثار جاودانی خویش سهم عظیمی را در انکشاف دانش و هنر وغنامندی گنجینه فرهنگ و علوم ادا نموده اند. آتشی که با نبوغ آنان شعله ور گردیده، سالها و قرنها است که به مثابه مشعل تابناک دانش و فرزانگی و آزادگی را هرچه فروزانتر نگه داشته شده اند. آنها انسان های ارجناک همه دورانها، همه مردم و بشریت هستند، آنها یادگاران فرهنگ و تاریخ هستند.

             از جمله این ابرمردان عرصه فرهنگ و هنر، یکی هم بنیانگذار مرحله نوین ادبیات ترکمن، میهن پرست پرشور ، اندیشمند بزرگ و شاعر شهیر ترکمنها ـ مخدومقلی فراغی ـ میباشد که در نیمه دوم قرن هژدهم میلادی به مثابه تثبیت کننده اصالت ژرف ادبیات ترکمن جلوه گر گردیده است. مخدومقلی به مثابه بنیانگذار مکتب ریالیستی ادبیات ترکمن با خلاقیت هنری فوق العاده ارجناک خویش مقام شایسته ای در تاریخ ادبیات ترکمن دارد.

             مخدومقلی فراغی در سال 1733 میلادی (1153 هجری) در قریه «آجی غوشان» در نزدیکی گنبد قابوس در میان ترکمنهای گوکلانگ متولد شده است. پدرش دولت محمد آزادی نام داشت که به «قرری ملا » مشهور بود.  هم پدرش و هم جدش ـ مخدومقلی یوناچی ـ اشخاص تحصیل کرده و دانشمند بوده اند، به ویژه پدرش ـ دولت محمدآزادی شاعر و دانشمند مشهور و مورد احترام مردم بوده، آثار پرارجی از جمله : وعظ آزاد، حکایت جابر انصاری و مناجات نامه به زبان ترکی نوشته و همچنین اشعار زیادی شامل : غزل، قطعه، رباعی از او باقی مانده است. مخدومقلی در چنین خانواده ای به خوبی تربیت یافت، نخست در زادگاهش از نزد پدرش تعلیم فراگرفت. خودش در یکی از اشعارش به این موضوع اشاره دارد:

                                                        دعا قیلسام جبرو جفا اکثر دیر        علم اوگرادن استاد قبلام پدر دیر

             مخدومقلی ابتدا در مدرسه ای به نام « ادریس بابا» مشغول تحصیل میشود و بعد در مدارس بخارا و خیوه که در آن زمان از جمله مراکز بزرگ علمی منطقه محسوب میشدند، علوم متداول را فرا گرفته و به صفت شخص دانشمندو متفکر در میان ترکمنها عرض اندام نمود. (1)

    مخدومقلی فراغی در بخارا بادانشمندی بنام نوری کاظم آشنا میشود واز دانش و تجربه وی مستفید میگردد. باری، او با شخص مذکور از طریق افغانستان امروزی به هندوستان سفر نموده و به وطنش بر میگردد و سپس در مدرسه «شیرغازی» خیوه علوم دینی و ادبی را فرامیگیرد و از آنجا به زدگاه خویش باز میگردد. او در شعری خطاب به این مدرسه میگوید:

                                                   مکان ایلاب اوچ ییل ایدیم دوزینگی          گیدر بولدیم خوش قال گوزل شیرغازی

    شاعر بزرگ، همیشه با مردم زیست و با سرنوشت آنان در آمیخت و همیشه غمخوار و شفابخش بزرگ التیام روحی و معنوی مردم زحمتکش بود. او در غم و شادی مردمش شریک بود، باری به اسارت دشمن درآمد و در این حادثه دیوان مدون خود را از دست داد و هنگامیکه از اسارت دشمن نجات یافت، دیگر بار اشعار خویش را ترتیب نمود و زندگی خود و مردم را در اشعارش تصویر کرد. وفات شاعر را سال 1790 نوشته اند، اما  بنابر نوشته برخی از پژوهندگان، شاید مخدومقلی بعد از سال 1797 وفات نموده باشد، زیرا او در سال 1797 با «ذنوبی» شاعر مشاعره داشته است.

             آثار او آئینه حیات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ترکمنهای سده هژدهم است . بنابر همین ویژگیها بود که شرق شناس مشهور «ی . برتلس» مخدومقلی را به مثابه «جام جم» ادبیات ترکمن میشمارد. در آثار مخدومقلی زیبایی طبیعت، مبارزه، فداکاری، اندیشه ها و تلاشها، افکار و آرزو های نیک انسانی، شادیها، غمها، عشقها و رنجها، ایدآل های اخلاقی و فلسفی، اطمینان به آینده روشن، جوانمردی و سخاوت، میهمان دوستی، و در مجموع سیمای معنوی مردم بازتاب یافته است. بنابر همین ملحوظات مخدومقلی فراغی نه تنها مایه افتخار مردم ترکمن بلکه افتخار همه بشریت است.

             محور اصلی اشعار مخدومقلی را ایدآل جامعه عادلانه و انسانی، ایجاد دولت متمرکز، دوستی و برادری، خوشبختی و شگوفایی فرهنگ تشکیل میدهد. اشعار دل انگیز او بمثابه طیف رنگینی از مضامین فوق العاده گسترده و غنی است که در آنها اندیشه ها و مضامین دینی، پند و اندرز حکیمانه، فراخوان به حقیقت، دوستی صادقانه و مبارزه با دشمنان و عشق به زیبایی و غیره مضامین بکر جا داده شده است. در تمامی آثار او اندیشه هایی در مورد اتحاد طوایف و عشایر ترکمن و فراخوان به استقلال و مبارزه در راه سعادت و خوشبختی مردم موج میزند. (2)     شاعر بزرگ در دشوارترین ایام کشمکشها ی سیاسی و مذهبی و غارتگری و چپاول و استبداد مطلق، توانست شعر ترکمنی را به عالیترین مدارج رشد ارتقا داده و به آن حقیقتا جنبه مردمی بدهد.  قبل از مخدومقلی زبان شعر ترکمنی برای اکثریت مردم ترکمن زیاد مأنوس و قابل فهم نبود، حتی آثار پدر مخدومقلی ـ آزادی نیز برای یک ترکمن دشوار و مشکل بود. مخدومقلی که به این مسأله  به درستی پی برده بود، خواست زبان و شکل اشعار خود را طوری به مردم عامه نزدیک سازد که هیچ مشکلی در خواندن و فهم آن باقی نماند. به همین دلیل اشعار مخدومقلی هم از نگاه زبان و هم از نگاه سبک و شیوه بیان از دیگر معاصرانش، حتی از پدرش تفاوت اساسی دارد. نو آوری و ابتکار فراغی در ادبیات ترکمن و نقش محوری او در سمت گیری ادبیات ترکمنی به گونه ای است که دانشمند مشهور ایران جمال زاده اورا «فردوسی ترکمنها» نامیده و مقام او را در احیای ادبیات و فرهنگ ترکمن چون فردوسی تلقی کرده است. (3)    مخدومقلی فراغی، افزون بر اینکه بسا مسایل اجتماعی حاد زمان خویش را به دایره شعر و ادبیات آورد، بلکه او در مردمی ساختن شکل و زبان شعر نبز تلاش ورزید و کوشش نمود که آثار خویش را به زبان قابل فهم برای توده مردم تدوین نماید. او با استفاده از زبان معمولی خلق، ضرب المثلها، اساطیر ، روایات، افسانه ها و دیگر داشته های فرهنگ مردم ، آغازگر زبان ادبی جدید ترکمنی گردید. دانشمندی در باره آثار او مینویسد: « اشعار مخدومقلی چنان بر زبان طبقات مختلف مردم مسلمان ترکمن شایع و منتشر گشت که اگر ادعا شود در سرزمین ترکستان اکثر مردم کم و بیش ابیاتی از آن را به خاطر دارند، زیاد اغراق آمیز نخواهد بود. مدتها پیش از اشغال ترکستان و حتی بعد از آن تاریخ، کتاب مخدومقلی فراغی به دست هر جماعتی میرسید، حکم کتاب قانون را داشت. مشتاقانش پندها و نصایح او را پذیرا بودند و تا میتوانستند آنرا به خاطر می سپردند و شاید بر این خاطر بود که سیاحان و شخصیتهایی که خاطرات خود را در گذر از سرزمین ترکمنها به رشته تحریر در آوردند، همواره از مخدومقلی یاد کرده اند.

             شهرت مخدومقلی محدود به ترکمنها و ترکستان نشد. در افغانستان و ایران نام مخدومقلی یادآور مفاهیم معنوی، حماسی آمیخته با مبانی دینی بود. جالب آنکه شهرت او در میان قبایل غیر ترکمن چون کردها و فارسها ، اوزبکها و ترکها به گونه ای بود که بسیاری از نسخه های دستنویس و چاپی مخدومقلی از میان آنان بدست آمد و بزرگان و روحانیون                فارسی زبان اشعار او را آموخته وبعضا در مدارس به نوباوگان می آموختند.» (4)

             او در آثار خویش زیبایی منظره های طبیعی و ثروتهای  سرزمین مادری خویش را میستاید، ستم و استبداد را نکوهش مینماید و به حمایت از مردم مظلوم می پردازد.

             موضوع عشق مقام برجسته ای در آثار مخدومقلی دارد. وی در اشعار خویش در باره قدرت و پاکیزگی عشق سخن رانده و به مدح زیبایی زنان ترکمن می پردازد. گاهی عشق مطرح شده در اشعار او عشق حقیقی نیست، بلکه عشق مجازی بوده و در اینگونه اشعار، او دیدگاه های عرفانی خود را بیان مینماید.

             در اشعار او مسایل گوناگون مذهبی، فلسفی، سیاسی، اجتماعی، عشقی و میهن پرستانه و سایر موضوعات را میتوان یافت. او با اشعار دل انگیز و زیبای خود بر شاعران و ادیبان بعد از خود تأثیر عمیقی گذاشته است، شعرای زیادی چون ملانفس، ذلیلی، سیدنظر سیدی، کمینه، غراجا اوغلان، ملامورت، و دیگران از وی پیروی و تقلید کرده اند و این جریان هنوز هم ادامه دارد.   ترکمنها به مخدومقلی فراغی شاعر و متفکر بزرگ احترام و اخلاص ویژه ای داشتند و دارند، اشعار او را با علاقمندی میخوانند و گوش میدهند. چنانکه یکی از مستشرقین معروف بنام ارمینوس وامبری که هفتاد سال بعد از وفات مخدومقلی از مناطق ترکمن نشین بازدید نموده بود، میگوید: « در شرح مخدومقلی او را مرد فوق العاده ای معرفی کرده اند که بدون دیدن خیوه و بخارا  در اثر یک الهام غیبی به تمام کتب و علوم احاطه پیدا کرده است و روزی سوار بر اسب خوابش برده و در عالم رویا میبیند که او را به مکه، در انجمنی که از پیغمبر (ص) و خلقهای اول تشکیل شده است، منتقل کرده اند. در حالیکه از شدت حیا، دچار حیرت شده است، نگاه محجوبانه ای به جمع خجسته می اندازد و یک مرتبه به پیشوای ترکمنها « عمر » (منظور حضرت عمر فاروق خلیفه دوم مسلمین است) را مشاهده میکند که به  او امر میدهد، پیش بیاید. او اطاعت میکند و علاوه بر دعای خیر ضربه سبکی هم از پیغمبر (ص) بر پیشانی دریافت میدارد که فوراَ از خواب بیدارش میکند. از این لحظه به بعد، اشعار دلپذیر و لطیف از زبان او جاری میشود و ترکمنها مدت های مدیدی نوشته های او را در ردیف اولین تراوشات مخیله بشری، البته بعد از قرآن قرار داده بودند. از این گذشته مجموعه اشعار مخدومقلی دارای جنبه خاصی است، بدین معنی که : اولا نمونه کاملی از لهجه خالص ترکمنی را به دست میدهد، ثانیاَ در نوشته هایش یک قاعده و نظم محکمی وجود دارد که در سایر محصولات ادبی شرق به ندرت دیده میشود، مخصوصا وقتی راجع به پرورش اسب، طرز استعمال اسلحه یا فنون جنگی صحبت میکند» (5)

    مخدومقلی فراغی، شاعر اندیشه گر، مبارز و سخت کوش بی نظیری است. شهرت او از قلمرو ملتش گذشته است. صدای او، ندای رسا و حق طلبانه اش به مثابه آئینه حقیقت نمای تفکر، احساس، و دریافته های برین انسانی او، بعد از صدها سال فراتر از هر نوایی به گوش میرسد. او ترانه سرایی است که سخنان شگرفش برای همیشه تا جاودان، تا بیکرانه ها در گوش زمانه میماند و با محموله گرانی از انسانیت و معنویت تا ستاره ها راه می یابد. اینکه ما صدای انسانی او را پس از گذشت روزگاران زیاد میشنویم وبا خواندن اشعارش از غم و آلام خویش میکاهیم وبر باره امید و نشاط مینشینیم، این خود میتواند دلیلی واضح باشد بر بزرگی و عظمت شاعر توانمند ما مخدومقلی فراغی. باید وی را دریابیم و گرامی بداریم!

    فهرست مآخذ

    1  ـ امین گلی، تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمنها، تهران: 1366، ص 249.

    2ـ  زندگینامه و برگزیده اشعار مخدومقلی فراغی، به اهتمام عبدالرحمن دیه جی،  انتشارات بین المللی الهدی، تهران:1373،ص 22.

    3 ـ  اورازمحمد سارلی، مخدومقلی فراغی شاعر شهیر و متفکر بزرگ، مقدمه دیوان    مخدومقلی، به کوشش عبدالمجید توران، لاهور: 1380 ، ص خ

    4 ـ ایضا

    5   ـ ارمینوس وامبری، سیاحت نامه درویش دروغین، ترجمه فتح علی خواجه نوریان، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران: 1337، ص 411.




    بازدید ها:

    2 پاسخ ها به “مخدومقلی فراغی و ویژه گیهای شعر او”

    درج یک دیدگاه